دوام کسب و کار در بحران، یه مسئله مهم و اساسی برای همه و مخصوصا ما تو ایرانه. وقتی هر روز یه بحران، یه مشکل و یه محدودیت ایجاد میشه، کسب و کار نمی تونه به صورت نرمال فعالیت کنه. بحران هایی از قبیل
- بحران های سیاسی و اجتماعی( جنگ، نا آرامی، انقلاب، کودتا و…)
- بحران های اقتصادی و مالی ( تحریم، کاهش ارزش پول ملی، کلاهبرداری و….)
- بحران های نیروی انسانی
- اطلاعات و فناوری
- بلایای طبیعی و….
و شاید همه ی اینها با هم!!!! همیشه باید آمادگی یه بحران جدید و یه شرایط سخت کاری و اجتماعی رو داشته باشیم و برای اون برنامه ریزی و پیش بینی های لازم رو انجام بدیم.
برای تداوم کسبوکار در شرایط بحرانی و جنگ؛ از برنامهریزی بحران تا آماده سازی زیرساخت مقاوم، پیش بینی ارتباط اضطراری و آموزش کارکنان برای تاب آوری و…
باید مد نظر قرار بگیره. البته همراه با اصل عدم قطعیت که یه اصل جدایی ناپذیر همه ی فعالیت ها در شرایط فعلی هست.

دوام کسب و کار در بحران:
برای دوام کسب و کار در بحران باید از قبل از بحران به فکر بود و یه پلن برای سناریوهای احتمالی داشته باشیم. یعنی باید بدونیم چه اتفاقاتی روی عملکرد شرکت تاثیر منفی می گذاره و ما چطور می تونیم این اثرات رو حذف و یا به حداقل برسونیم. اگه این طرح دوام کسب و کار رو داشته باشیم ، مسلما می تونیم ضمن حفظ و دوام کسب و کار، از رقبا هم سبقت بگیریم. برای این کار لازمه به نکات زیر توجه ویژه داشته باشیم.
- شناسایی دارایی های استراتژیک: فرآیندها، سیستمها و منابع تکنولوژیک و انسانی
- مدیریت ریسک: شناسایی، پیش بینی و ارائه راهکار برای اتفاقات و بحران های پیش رو
- راه حل های جایگزین: پیش بینی راه حل ها و کانال های جایگزین برای مشکلات احتمالی پیش رو
- بازنگری و بهبود مداوم: آنالیز و بهینه سازی بعد از هر بحران، اتفاقات و اقدامات به دقت
چطوری کسبوکارمون رو تو دل بحران سرپا نگه داریم؟
ببین رفیق، این روزا حرف از “بحران” که میشه، همه ما یه جوری ته دلمون میلرزه. قیمت دلار، تحریمها، اوضاع اقتصادی… لیستش تمومی نداره. ولی این به این معنی نیست که باید دست رو دست بذاریم و تماشا کنیم که کسبوکارمون از بین بره! اتفاقاً برعکس، دقیقاً همین وقتاست که باید آستین بالا بزنیم و یه جوری عمل کنیم که هم دوام بیاریم، هم از رقبا سبقت بگیریم. میدونی چرا؟ چون بحرانها مثل یه فیلتر عمل میکنن؛ اونایی که آمادهان و زرنگ، میمونن و قویتر میشن.
اون چهارتا نکتهای که گفتی، عین طلا میمونه. بیا یه کم بیشتر بازشون کنیم و ببینیم چطوری میشه تو عمل پیادهشون کرد:
۱. داراییهای استراتژیکت رو بشناس: چی داری که نمیدونی چقدر ارزش داره؟
اول از همه باید یه لیست از “جوهرات” کسبوکارت تهیه کنی. چیها هستن این جوهرات؟
- تیمت: این آدمایی که کنارت دارن کار میکنن، یه گنج واقعیان. دانششون، تجربهشون، روحیه همکاریشون. اینا رو دستکم نگیر. اگه تیم قوی داشته باشی، نصف راه رو رفتی.
- سیستمها و فرآیندهات: از اون نرمافزار حسابداری که داری استفاده میکنی تا نحوه ارتباطت با مشتریها. اینا چقدر کارآمدن؟ چقدر میشه بهشون تکیه کرد؟
- دانش و تجربهای که تو کسبوکارت جمع شده: مثلاً میدونی کدوم محصولت تو کدوم منطقه بیشتر فروش میره؟ یا چطور میشه با فلان تامینکننده بهتر مذاکره کرد؟ اینا همش داراییه.
- فناوریها و ابزارهایی که داری: از لپتاپت تا وبسایتت. چقدر به روزن؟ چقدر میشه ازشون تو شرایط سخت استفاده کرد؟
اگه اینا رو دقیق بشناسی، میفهمی موقع بحران روی چیها میتونی حساب کنی و کجاها ممکنه پاشنه آشیلت باشه.
۲. مدیریت ریسک: قبل از اینکه طوفان بیاد، سقف رو محکم کن!
این بخش واقعاً حکم پیشگیری رو داره. باید بشینی و فکر کنی “اگه این اتفاق بیفته چی میشه؟”
- شناسایی ریسکها: مثلاً اگه قیمت مواد اولیه دو برابر بشه چی؟ اگه اینترنت قطع بشه؟ اگه یه رقیب جدید با یه محصول خیلی خفن وارد بازار بشه؟ هر چی به ذهنت میرسه رو بنویس.
- پیشبینی و اولویتبندی: حالا ببین کدوم یکی از این اتفاقات احتمال افتادنش بیشتره؟ و اگه بیفته، چقدر میتونه به کسبوکارت ضربه بزنه؟ اونایی که هم احتمالشون بالاست هم ضربهشون شدیده، تو اولویتن.
- راهکار برای هر ریسک: خب حالا که ریسکها رو شناختی، برای هر کدوم یه “نقشه فرار” داشته باش. مثلاً برای گرون شدن مواد اولیه، میشه دنبال تامینکنندههای جایگزین بود یا موجودی رو تو زمانهای مناسب بیشتر کرد. یا اگه اینترنت قطع شد، چطور با مشتریها و تیمت در ارتباط میمونی؟
با این کار، وقتی بحران از راه میرسه، کمتر غافلگیر میشی و میتونی سریعتر واکنش نشون بدی.
۳. راهحلهای جایگزین: یه راه بسته شد؟ از راه دیگه برو!
این قسمت مکمل بخش قبله. اگه یه مشکلی پیش اومد و یکی از کانالهای کاریت بسته شد، باید بدونی از کجا میتونی بری.
- تامینکنندههای دوم و سوم: فقط به یه تامینکننده وابسته نباش. همیشه چند تا گزینه داشته باش که اگه یکیشون لنگ زد، کار تو لنگ نمونه.
- کانالهای فروش مختلف: اگه فقط آنلاین میفروشی، به فکر آفلاین هم باش (یا برعکس). اگه فقط تو یه پلتفرم هستی، تو پلتفرمهای دیگه هم حضور داشته باش.
- تکنولوژیهای جایگزین: اگه یه نرمافزار خاصی رو کار میکنی و میدونی ممکنه تو بحران به مشکل بخوره، یه جایگزین براش پیدا کن و تیمت رو آموزش بده.
- پلن B برای همهچیز: از نحوه ارتباط با مشتری تا شیوه تحویل محصول. همیشه یه “نقشه پشتیبان” داشته باش.
خلاق باش و همیشه به این فکر کن که “اگه این راه بسته شد، از کدوم راه میتونم به هدفم برسم؟”
۴. بازنگری و بهبود مداوم: از هر اشتباهی درس بگیر!
این شاید مهمترین قسمت باشه. بحران که تموم میشه یا حتی وقتی داری تو دلش دست و پا میزنی، باید مدام به عقب نگاه کنی و ببینی:
- چی خوب پیش رفت؟ اون چیزا رو یادداشت کن و سعی کن تو بحرانهای بعدی هم ازشون استفاده کنی.
- چی بد پیش رفت؟ کجاها اشتباه کردی؟ کدوم برنامههات جواب نداد؟ چرا؟
- چه درسهایی گرفتی؟ این درسها رو مستند کن تا هم خودت یاد بگیری، هم تیمت.
- چطوری میتونم بهتر بشم؟ برنامهها و پلنهات رو بر اساس این تجربهها بهروز کن.
کسبوکاری که از اشتباهاتش درس میگیره و مدام خودش رو به روز میکنه، مثل یه ارتشی میمونه که بعد از هر نبرد قویتر میشه.
برای دوام آوردن تو این بحرانها، باید یه ذهنیت “پیشرو” داشته باشی. یعنی منتظر نمونی که اتفاق بیفته بعد ببینی چی میشه. از قبل فکر کنی، برنامهریزی کنی، آماده باشی و مدام از تجربههات درس بگیری. اینجوری نه تنها کسبوکارت دوام میاره، بلکه میتونی از رقبایی که فقط دست رو دست گذاشتن، جلو بزنی و حتی رشد کنی.
روی مشاوره و همراهی ما هم حساب کن.