راه اندازی وبسایت فروش ساز
بعلاوه بسته آنالیز رقبا +استراتژی مارکتینگ

فهرست مطالب

فروش بی سرو صدا، وقتی اینستاگرام هست اما نمیشه فعالیت کرد

فروش بی سرو صدا، وقتی اینستاگرام هست، ولی انگار نمی‌شه توش نفس کشید.

این روزها خیلی از صاحب‌های کسب‌وکار یه حس مشترک دارن؛
اینستاگرام بازه، اینترنت وصله،اما دستت می‌ره سمت دکمه «پست» یا «استوری»…یه مکث می‌کنی،بعد گوشی رو می‌ذاری کنار.

نه به این خاطر که کارت مهم نیست،نه چون تنبلی،بلکه چون فضا طوریه که هر فعالیت عادی ممکنه سوءتفاهم درست کنه.

از اون طرف، حرفی هم که زیاد شنیده می‌شه اینه که:
«خب بقیه مردم مگه کارشون رو تعطیل کردن؟»

فروش بی سرو صدا، وقتی اینستاگرام هست اما نمیشه فعالیت کرد

و این حرف، از یه زاویه، کاملاً درسته.مردم دارن زندگی می‌کنن، کار می‌کنن، خرج دارن، فشار دارن.خیلی‌ها حالشون خوب نیست،خیلی‌ها حوصله دیدن تبلیغ، شوآف یا هیجان مصنوعی ندارن.اما واقعیت اینه که کسب‌وکار آنلاین یه فرق اساسی با خیلی از کارهای دیگه داره:
کسب‌وکار آنلاین دیده می‌شه.و دیده‌شدن تو بعضی روزها، هزینه داره.

برای همین خیلی از فروشگاه‌های اینستاگرامی الان بین دو فشار گیر کردن:

  • از یه طرف، فروش باید ادامه داشته باشه؛ اجاره، حقوق، هزینه‌ها سر جاشه.

  • از طرف دیگه، نمی‌خوان حس بدی به مخاطب بدن یا وارد حاشیه بشن.

این وسط، نه می‌شه کاملاً خاموش شد،نه می‌شه مثل روزهای عادی رفتار کرد.

فروش بی سرو صدا

این مقاله قراره دقیقاً از همین نقطه شروع کنه؛
نه با قضاوت،نه با نسخه‌ی «باید/نباید».قراره درباره‌ی این حرف بزنیم که:

وقتی نمی‌خوای دیده بشی،
ولی نمی‌تونی نفروشی،
چه راه‌هایی وجود داره که هم به مخاطب احترام بذاره
هم چراغ کسب‌وکار رو روشن نگه داره.

آیا واقعاً مقایسه‌ی کسب‌وکار آنلاین با بقیه شغل‌ها منصفانه‌ست؟

وقتی می‌گیم «بقیه مردم کارشون رو تعطیل نکردن»،
معمولاً یه تصویر تو ذهن داریم:
مغازه‌ای که کرکره‌ش بالاست،کارگاهی که داره کار می‌کنه،یا کسی که مثل قبل سرِ کار می‌ره.و این تصویر غلط نیست.
زندگی، حتی تو سخت‌ترین شرایط، معمولاً کامل متوقف نمی‌شه.اما کسب‌وکار آنلاین، مخصوصاً اونایی که تو اینستاگرام شکل گرفتن،
یه تفاوت مهم دارن که کمتر بهش توجه می‌شه:
ویترینشون وسط شلوغ‌ترین میدان شهره.

مغازه‌ی فیزیکی می‌تونه کار کنه،بی‌صدا، بدون تابلوهای بزرگ،حتی خیلی وقت‌ها بدون اینکه کسی از بیرون متوجه بشه چی می‌فروشه.ولی تو اینستاگرام، هر پست و استوری یه جور اعلام حضوره.انگار هر بار داری می‌گی «من اینجام».

تو بعضی روزها، همین «اینجا بودن»
می‌تونه برای بعضی‌ها آزاردهنده باشه؛نه لزوماً چون کارت بده،بلکه چون حال عمومی جامعه شکننده‌ست.

از اون طرف، خیلی از کسب‌وکارها هم واقعاً چاره‌ای ندارن.نه سرمایه‌ی عجیب دارن،نه پشتوانه‌ای که چند هفته یا چند ماه فروش رو متوقف کنن.
برای خیلی‌ها، فروش روزمره یعنی زنده موندن کسب‌وکار.

اینجاست که یه سوءتفاهم شکل می‌گیره:
مخاطب فکر می‌کنه «داری بی‌خیال فضا تبلیغ می‌کنی»،صاحب کسب‌وکار فکر می‌کنه «اگه نفروشم، فردا تعطیلم».

واقعیت اینه که هر دو طرف دارن از جای درستی حرف می‌زنن.نه توقع سکوت کامل همیشه منطقیه،نه فشار اجتماعی روی فروشگاه‌های کوچیک منصفانه‌ست.

پس مسئله این نیست که:

  • کار کنیم یا نکنیم؟

  • پست بذاریم یا نذاریم؟

مسئله اینه که:

چطور می‌شه کار کرد، بدون اینکه تو چشم باشیم؟
چطور می‌شه فروخت، بدون اینکه حس بد منتقل کنیم؟

و دقیقاً از همین‌جا، بحث به سمت «راه‌های فروش کم‌سروصدا» می‌ره؛
راه‌هایی که نه داد می‌زنن،نه وانمود می‌کنن همه‌چی عادیه.

وقتی نمی‌خوای دیده بشی، ولی فروش هم نمی‌تونه صفر بشه

خیلی از کسب‌وکارها این روزها دقیقاً تو همین نقطه گیر کردن.نه دلشون میاد مثل قبل محتوا تولید کنن،نه می‌تونن کلاً دست از فروش بکشن.

اینجا یه سوءتفاهم رایج وجود داره:
اینکه فروش حتماً باید با دیده‌شدن زیاد همراه باشه.در حالی که تو واقعیت، همیشه این‌طور نیست.

خیلی وقت‌ها فروش می‌تونه:

  • آروم‌تر باشه

  • شخصی‌تر باشه

  • و حتی تا حدی نامرئی

مثلاً:

  • مشتری‌ای که از قبل تو رو می‌شناسه

  • کسی که قبلاً ازت خرید کرده

  • یا آدمی که خودش دنبال راه‌حل می‌گرده، نه تبلیغ

این آدم‌ها نیاز ندارن هر روز تو استوری‌ها باهاشون حرف بزنی.
اونا فقط می‌خوان بدونن:

  • اگه خواستم بخرم، راهش هست؟

  • اگه الان نیاز داشتم، دسترسی دارم؟

اینجا فروش بیشتر شبیه «در دسترس بودن»ه تا «تبلیغ کردن».برای خیلی از کسب‌وکارها، این یعنی:

  • کمتر پست گذاشتن

  • حذف شوآف

  • حذف لحن هیجانی

  • و تمرکز روی جواب دادن، نه صدا زدن

اما یه سؤال مهم این وسط هست:وقتی دیده نمی‌شی، مشتری چطور باید بهت برسه؟ اینجاست که تفاوت بین «سوشال» و «پایگاه فروش» خودش رو نشون می‌ده.

اینستاگرام ذاتاً جای دیده‌شدنه؛حتی وقتی آروم رفتار می‌کنی،باز هم توی جمعی.ولی بعضی فضاها هستن که دقیقاً برای وقت‌هایی ساخته شدن
که آدم نمی‌خواد وسط جمع داد بزنه،فقط می‌خواد در دسترس باشه.

جایی که:

  • کسی خودش واردش می‌شه

  • بدون اینکه چیزی بهش تحمیل بشه

  • بدون کامنت و قضاوت عمومی

و خیلی وقت‌ها، اون فضا یه سایت ساده‌ست؛نه به‌عنوان ابزار بازاریابی،بلکه به‌عنوان یه «پایگاه امن».نه ویترین شلوغ،نه فریاد فروش،فقط یه جای مشخص برای وقتی که مشتری تصمیمش رو گرفته.

فروش بی سرو صدا، وقتی اینستاگرام هست اما نمیشه فعالیت کرد

چرا تو این شرایط، سایت می‌تونه امن‌ترین شکل فروش باشه؟

برای خیلی‌ها، اسم «سایت» هنوز یه حس خاص میاره؛پیچیدگی، هزینه، دردسر، یا چیزی شبیه شوآف حرفه‌ای.اما واقعیت اینه که تو این فضا،سایت اصلاً قرار نیست نقش ویترین پرزرق‌وبرق رو بازی کنه.سایت تو این شرایط بیشتر شبیه یه اتاق آرومه؛
جایی که:

  • کسی با اجبار واردش نمی‌شه

  • کسی توش قضاوتت نمی‌کنه

  • و هیچ‌چیز به کسی تحمیل نمی‌شه

برخلاف اینستاگرام که محتوا میاد جلوی چشم همه،سایت جاییه که مخاطب با اختیار خودش وارد می‌شه.

یعنی:

اگر حالش خوب نبود، نمیاد.اگر نیاز نداشت، کلیک نمی‌کنه.و اگر آماده‌ی خرید نبود، مزاحمش نمی‌شی.از این زاویه، سایت حتی محترمانه‌تر از سوشاله.

یه نکته‌ی مهم دیگه هم هست که این روزها خیلی به چشم نمیاد:
خیلی از سایت‌ها، مخصوصاً اونایی که روی هاست داخلی هستن،حتی با دسترسی محدود اینترنت هم بالا میان.

یعنی:

  • نه وابسته به الگوریتم

  • نه درگیر فیلتر کامنت

  • نه تحت فشار فضای عمومی

سایت نه هیجان داره،نه ادعای «همه‌چی عادیه».فقط یه مسیر مشخصه برای کسی که خودش تصمیم گرفته.برای همین، خیلی از کسب‌وکارها تو این روزها اصلاً سایت رو جایگزین اینستاگرام نمی‌کنن؛ بلکه ازش به‌عنوان پشت‌صحنه‌ی فروش استفاده می‌کنن.

اینستاگرام، اگر و هر وقت که فضا اجازه بده،می‌تونه فقط نقش راهنما رو بازی کنه:

  • یه لینک

  • یه معرفی کوتاه

  • یه «اگه خواستی، اینجاست»

نه بیشتر.

و نکته‌ی مهم‌تر اینه که:
سایتی که این نقش رو بازی می‌کنه لازم نیست بزرگ، پیچیده یا گرون باشه.اتفاقاً هرچی ساده‌تر،کم‌حاشیه‌تر و قابل‌قبول‌تره.

وقتی می‌گیم «سایت ساده»، دقیقاً از چی حرف می‌زنیم؟

وقتی صحبت از سایت می‌شه، خیلی‌ها ناخودآگاه می‌رن سراغ تصویرهای بزرگ:
فروشگاه‌های شلوغ، امکانات عجیب، طراحی‌های پر زرق‌وبرق،و البته هزینه‌های سنگین.اما تو این شرایط، «سایت ساده» یعنی دقیقاً برعکس همه‌ی این‌ها.سایت ساده یعنی سایتی که فقط یه کار رو درست انجام بده:
راه خرید رو باز نگه داره.

نه بیشتر.

برای خیلی از کسب‌وکارها، تو این فضا، سایت می‌تونه خیلی مینیمال باشه:

اول از همه، یه معرفی کوتاه و محترمانه.نه شعار، نه هیجان، نه وعده‌های اغراق‌آمیز.فقط این‌که مشخص باشه:

  • چی می‌فروشی

  • برای کی

  • و چطور می‌شه باهات ارتباط گرفت

بعدش، بخش محصول یا خدمات.نه لازم ده‌ها صفحه باشه.نه توضیح‌های طولانی.قیمت شفاف، توضیح مختصر، و انتخاب ساده.

بعد از اون، پرداخت.همین‌قدر واضح و بی‌دردسر.کسی که تصمیمش رو گرفته،نباید تو مسیر خرید سردرگم بشه.

و در نهایت، یه راه ارتباطی امن:

  • واتساپ

  • فرم تماس

  • یا حتی یه شماره مشخص

همین چهار تا بخش،برای خیلی از کسب‌وکارها کافیه که فروش قطع نشه.

نکته‌ی مهم اینه که چنین سایتی:

  • نیاز به تولید محتوای مداوم نداره

  • نیاز به حضور پررنگ نداره

  • و قرار نیست هر روز آپدیت بشه

در واقع، سایت ساده تو این روزها
بیشتر شبیه یه «پاسخ آماده»‌ست برای وقتی که مشتری خودش می‌پرسه.نه داد می‌زنه،نه خودش رو تحمیل می‌کنه،فقط هست.و همین «بودن» تو بعضی شرایط،برای حفظ فروش کافیه.

نقشه‌ی راه راه‌اندازی سایت ساده، بدون فشار و عجله

یکی از ترس‌های رایج اینه که«الان وقتش نیست»،«الان شرایطش رو ندارم»،یا «الان حوصله‌ی درگیری جدید ندارم».

و این حس کاملاً قابل درکه.برای همین، نقشه‌ی راه تو این شرایط نباید فشرده، هیجانی یا پرهزینه باشه.

ایده اینه: آروم، مرحله‌ای، قابل‌تحمل.

قدم اول: فقط راه افتادن (نه کامل شدن)

تو هفته‌ی اول، هدف این نیست که سایت بی‌نقص بشه.
هدف فقط اینه که:

  • یه دامنه داشته باشی

  • یه سایت بالا بیاد

  • و مسیر خرید بسته نباشه

همین.نه طراحی خاص، نه امکانات اضافه، نه وسواس.

قدم دوم: آماده‌سازی فروش

بعد از اینکه سایت بالا اومد،آروم آروم چیزهایی که واقعاً لازمه اضافه می‌شه:

  • محصولات یا خدمات

  • قیمت‌ها

  • توضیح‌های کوتاه و محترمانه

این مرحله معمولاً بیشتر از چند روز زمان نمی‌بره،ولی خیال آدم رو راحت می‌کنه که «اگه کسی خواست، راهش هست».

قدم سوم: اتصال بی‌حاشیه به اینستاگرام

اینجا قرار نیست فریاد بزنی.فقط:

  • یه لینک تو بیو

  • شاید یه استوری خیلی خنثی

  • یا جواب دادن به دایرکت‌هایی که خودشون میان

سایت می‌شه مقصد،اینستاگرام فقط راهنما.

قدم چهارم: تثبیت و نفس راحت

وقتی سایت جا افتاد:

  • دیگه استرس «اگه امروز پست نذارم چی؟» کمتر می‌شه

  • فروش وابسته به حال‌وهوای روز نیست

  • و خودت هم کنترل بیشتری داری

نکته‌ی مهم اینه که این مسیر قرار نیست یه‌دفعه هزینه‌ی سنگین بذاره روی دوش کسب‌وکار. خیلی از کسب‌وکارها ترجیح می‌دن
راه‌اندازی سایت رو قسطی جلو ببرن:

  • هزینه تقسیم می‌شه

  • فشار کمتره

  • و تصمیم‌گیری منطقی‌تر می‌مونه

چهار قسط معمولاً یه عدد معقوله؛ نه شوکه‌کننده،نه فرسایشی.

این مسیر برای چه کسب‌وکارهایی مناسبه؟

قبل از هر چیزی، یه نکته‌ی مهم رو روشن کنیم:
راه‌اندازی سایت ساده تو این شرایط، نسخه‌ی جادویی برای همه نیست.و اتفاقاً گفتن همین جمله، خودش احترام به مخاطبه. این مسیر بیشتر به درد کسب‌وکارهاییه که:

  • فروششون کاملاً یا عمدتاً به اینستاگرام وابسته‌ست

  • مشتری‌هایی دارن که قبلاً باهاشون ارتباط گرفتن

  • محصول یا خدمتی دارن که نیاز به توضیح عجیب و پیچیده نداره

  • نمی‌خوان تو فضای ملتهب، زیاد دیده بشن ولی نمی‌تونن خاموش بشن

برای این دسته، سایت می‌تونه:

  • یه پشتوانه‌ی روانی باشه

  • یه مسیر امن برای فروش

  • و یه نفس راحت وسط شلوغی

اما از اون طرف، شاید این مسیر مناسب کسانی نباشه که:

  • هنوز مدل فروششون مشخص نیست

  • محصول نهایی ندارن

  • یا صرفاً دنبال اینن که «یه سایت داشته باشن» بدون هدف مشخص

سایت تو این شرایط قرار نیست:

  • معجزه کنه

  • فروش انفجاری بسازه

  • یا جای همه‌چی رو بگیره

سایت فقط قراره قطع کامل فروش رو نذاره اتفاق بیفته.همین. برای خیلی‌ها، همین «نایستادن کامل» خودش یه موفقیته.

و یه نکته‌ی مهم دیگه هم هست که معمولاً گفته نمی‌شه:
داشتن سایت، به این معنی نیست که حتماً باید از اینستاگرام خداحافظی کنی. خیلی از کسب‌وکارها این دو تا رو کنار هم نگه می‌دارن:

  • وقتی فضا آروم‌تره → فعالیت اجتماعی بیشتر

  • وقتی فضا سنگینه → تمرکز روی سایت

این انعطاف،هم به کسب‌وکار کمک می‌کنه، هم به مخاطب احترام می‌ذاره.

اگر حس می‌کنی وقتشه فروش رو از جای امن‌تری جلو ببری

تو این روزها، خیلی از تصمیم‌ها نه از روی برنامه‌ریزی بلندمدت،بلکه از روی «تحمل‌پذیری» گرفته می‌شن.

اینکه:

  • چقدر فشار می‌تونی تحمل کنی؟

  • چقدر ریسک دیده‌شدن برات قابل قبوله؟

  • و چقدر می‌خوای فروش وابسته به حال‌وهوای روز باشه؟

داشتن یه سایت ساده، تو این فضا بیشتر از اینکه یه حرکت حرفه‌ای باشه، یه حرکت آروم‌کننده‌ست. نه برای نمایش، نه برای مانور تبلیغاتی، فقط برای اینکه بدونی:

اگر کسی خواست بخره، راهش بازه.

اگه حس می‌کنی الان زمان هزینه‌های سنگین یا تصمیم‌های هیجانی نیست، ولی در عین حال نمی‌خوای فروش کاملاً متوقف بشه، مدل‌های مرحله‌ای و قسطی می‌تونن منطقی‌تر باشن.

خیلی از کسب‌وکارها با پرداخت در چند مرحله تونستن بدون فشار، یه پایگاه امن فروش برای خودشون بسازن و بعد، هر وقت فضا بهتر شد، آروم آروم توسعه‌ش بدن.

اگر دوست داشتی، می‌تونی قبل از هر تصمیمی یه نقشه‌ی راه متناسب با شرایط خودت بگیری؛ بدون تعهد، بدون عجله. ما کمک می‌کنیم:

  • ببینی اصلاً الان سایت به کارت میاد یا نه

  • اگر میاد، چه مدلیش منطقی‌تره

  • و چطور می‌شه با کمترین فشار مالی، راهش انداخت

روی دگمه مشاوره رایگان بزن تا کمکت کنیم

این روزها، ادامه دادن خودش یه تصمیمه. و هر تصمیمی که هم به کسب‌وکار کمک کنه هم حال مخاطب رو در نظر بگیره، ارزش فکر کردن داره.

راه اندازی  سریع سایت در چهار قسط 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها