استراتژی کسبوکار در روزهای جنگ، بیثباتی و اینترنت محدود. واقعاً کی فکرشو میکرد کار به اینجا برسه؟
جنگ رسماً اعلام نشده، ولی همهچی جنگیه.هر روز صدای انفجار، هر شب ترس، اینترنت هم انگار فقط برای داخل ساخته شده.نه تلگرام، نه اینستا، نه واتساپ، نه ایمیل درستوحسابی بالا میاد.
استراتژی کسبوکار در روزهای جنگ
کسبوکارها چی شدن؟
یه سری کلاً تعطیل کردن، یه عده هنوز نشستن منتظر «عادی شدن»،و یه مشت آدم موندن که نه بلدن ول کنن، نه میدونن چجوری ادامه بدن.
حالا سوال اصلی اینه:
توی همچین وضعیتی، اصلاً استراتژی معنی داره؟
آره، دقیقاً الان وقتشه. ولی نه از اون مدل استراتژیهای فانتزی و کتابی…
از اون مدل واقعیش. همونی که کمک میکنه توی بحران،
نه بسوزی، نه گم شی، نه فراموش بشی.
اگه هنوز تو این وضعیت گیر کردی و نمیدونی چیکار باید بکنی،

قبل از هر تصمیمی، بفهم کجای کاری
ببین، قبل از اینکه بخوای برای بیزینست برنامه بریزی یا اصلاً کاری بکنی،
باید یه سؤال رو از خودت بپرسی:
«الان دقیقاً تو چه وضعیتیام؟ واقعاً دارم چی رو مدیریت میکنم؟»
الان اوضاع عادی نیست. پس تصمیمات عادی هم جواب نمیده.
این چند تا واقعیت رو اول برای خودت روشن کن:
اول: اینترنت درست و حسابی نداری
یعنی تمام اون چیزایی که روی فضای آنلاین سوار بودن (فروشگاه، پیج، تبلیغات، پشتیبانی) یا خوابیدن یا نصفهنیمه دارن نفس میکشن.
دوم: مخاطبت توی شوک و بیتصمیمیه
مردم یا رفتن شمال و شهرستان، یا با ترس و بیخبری تو خونه موندن.
کسی الان تصمیم جدی برای خرید، آموزش یا سرمایهگذاری نمیگیره…
پس اگه فروشت کم شده، تقصیر تو نیست.
سوم: جریان پول کند شده
خرید و فروشها نصف شده، پرداختها عقب افتاده، هیچکس نمیدونه ماه بعد درآمد داره یا نه.
پس اگه توی صورتحسابات خشکی اومده، عادیه.
حالا چرا مهمه که اینارو بفهمی؟
چون تا وقتی ندونی دقیقاً کجای کار وایسادی،هی میخوای راهحل بزنی روی زخمی که هنوز درست تشخیصش ندادی.
وقتی بفهمی ابزار کارتو از دست دادی مشتریت الان آماده خرید نیست. پول تو بازار کند شده.اونوقته که میفهمی نباید بری سراغ راهکارای قدیمی.
باید بری سراغ یه استراتژی متناسب با این وضعیت.یه چیزی برای زنده موندن، نه پیشرفت.
هدف بلندپروازانه نمیخوای. یه هدف «واقعی» میخوای
الان نه وقت اینه که بگی:
«باید فروشمو دو برابر کنم!»
یا
«این بحران رو تبدیل میکنم به فرصت!»
نه…
الان وقتشه یه نفس عمیق بکشی و بپرسی:
«تو این شرایط واقعاً از کسبوکارم چی میخوام؟ فقط دو هفته آینده رو چطوری رد کنم؟»
بذار یه چیزو روشن بگم:
الان هدف، رشد نیست — پایداریه.
یعنی:
- کسبوکارم نفس بکشه
- مشتریام یادم نرن
- تیمم نپاشه
- خودم روانی نشم
اگه اینا بمونه، بعداً راه باز میشه.
اما اگه الان همهچی بریزه، بعداً چیزی نمیمونه که درستش کنی.
پس تو این شرایط، هدفت میتونه یکی از اینا باشه:
- فقط ارتباطتو با مشتری حفظ کنی (نه فروش، فقط حضور)
- درآمدتو صفر نکنی؛ حتی با فروش دستی یا سفارش تلفنی
- یه کانال پشتیبانی جایگزین برای مشتری درست کنی
- فایلهات و اطلاعاتتو آفلاین نگهداری، از خطر قطع کامل نجاتشون بدی
- یه پیام همدلانه به بازار بدی که بگی: “من هستم، نرفتم”
همین چیزای ساده، تو بحران میشن استراتژی نجات.
هدفتو واقعی کن.
تو باد شدید، کشتی نمیسازه. فقط سعی میکنه چپ نشه.
وقتی هوا آروم شد، اونوقت میری دنبال قایق تندرو!
خیلی خب، بریم سراغ بخش سوم—جایی که خیلیها قفل میشن، چون با یه مشت «اطلاعات نصفهنیمه» باید تصمیم بگیرن:
وقتی هیچی معلوم نیست، چطوری تصمیم بگیری؟
یکی از سختترین لحظهها برای صاحب کسبوکاره اینه که بخواد تصمیم بگیره…
در حالی که نه میدونه فردا اینترنت هست،
نه میدونه مشتری میمونه یا میره،
نه میدونه جنگ واقعی میشه یا سیاسی میمونه.
ولی باید تصمیم بگیری. چون «بیتصمیمی» هم خودش یه تصمیمه: یه تصمیم برای نابودی.
پس برای کسب و کار چیکار باید بکنی؟
نه پیشبینی میخوای، نه قطعیت.
فقط باید با «سناریو فکر کردن» بری جلو.
یعنی چی؟ یعنی خودتو برای چند حالت آماده کنی،
بدونی اگه این شد، اون کارو میکنی.
نه قفل میشی، نه غافلگیر.
مثلاً اینجوری:
| اگر… | آنگاه… |
| اینترنت همینجوری داخلی موند | سیستم پیامک + تماس تلفنی رو تقویت کن |
| مشتریها از شهرهای بزرگ خارج شدن | پیک بفرست شهرستان یا نماینده محلی پیدا کن |
| پیج اینستاگرامت خاموش شد | لیست شماره موبایل بساز، کانال ارتباطی جدا داشته باش |
| فروشت به صفر رسید | به جای فروش، فقط اطلاعرسانی کن و برندتو زنده نگه دار |
تصمیمگیری الان یعنی «آمادگی برای چند وضعیت»
نه انتخاب یه پلن ایدهآل.
تو این شرایط، تصمیم خوب یعنی تصمیمی که بتونی تغییرش بدی،
نه اونی که بینقص باشه ولی قفل و سنگین.
پس اگه یه جمله بخوام بگم:
وقتی راه مشخص نیست، تو باید خودت راهسازی رو بلد باشی.
اگه موافقی، تو بخش چهارم بریم سراغ خلاصهترین نسخه استراتژی:
کم کن، ساده کن، نگه دار.
این ۳ تا کلیدیه برای عبور بدون سوختن. بریم؟
کم کن، ساده کن، نگه دار
الان نه وقت پیچیدهبازیه، نه وقت جاهطلبی.
وقتشه که هر چیزی رو که فشار اضافی میاره، بریزی دور
و فقط اون چیزایی رو نگه داری که تو رو روی آب نگه میدارن.
۱. کم کن
- هزینههایی که فقط به امید «برگشت اوضاع» داری میدی؟
✖ فعلاً نگهدار. - تبلیغاتی که هیچ بازدهی نداره چون کسی نمیبینه؟
✖ قطعش کن. - پروژههایی که انرژی تیمو میخوره ولی درآمدی نداره؟
✖ فریز کن.
این یعنی سبکسازی برای دویدن توی زمین ناهموار.
۲. ساده کن
- مسیر سفارش رو آسون کن: یه شماره موبایل، یه پیام، یه کارتبهکارت
- مدل ارتباط با مشتری رو واضح کن: بگو «ما فعلاً اینجا در دسترسایم، نه جاهای دیگه»
- حتی محصولتو ساده کن: اگه ۱۰ مدل داری، ۲ تاشو نگه دار.
الان آدمها دنبال راحتترین، کماسترسترین انتخاب ممکنان.
تو باید اون انتخاب باشی.
۳. نگه دار
- مخاطبتو نگه دار، حتی اگه خرید نمیکنه
(یه پیام ساده، یه یادآوری، یه سلام) - تیمتو نگه دار، حتی با ظرفیت کمتر
(یه کار کوچک، یه حس باهم بودن) - اطلاعاتتو نگه دار: فایلها، لیست مشتری، محتوای آماده، هر چی که ساختی
این چیزا بعداً ارزش پیدا میکنن. الان فقط باید حفظشون کنی.
این سه تا کلمه، خلاصهترین استراتژی توی این روزاست:
کم کن. ساده کن. نگه دار.
نه که بیهدف بشی،
بلکه سبک بشی برای ادامه.
تو وسط طوفانی. قایق نساز، فقط غرق نشو
الان قرار نیست بدرخشی،
قرار نیست بازار رو بترکونی،
حتی قرار نیست برنامهریزی ۶ ماهه داشته باشی…
الان فقط باید دو هفته دووم بیاری.
همین دو هفته رو نگه دار، بعدش دوباره فکر میکنیم.
تو این وضعیت، برندهایی که “زنده موندن”،
نه فقط بیزینس، که اعتماد مردم رو هم برای همیشه به دست آوردن.
مردم فراموش نمیکنن تو اون روزایی که هیچکس صدایی نداشت،
کدوم برند باهاشون حرف زد، کنار اونا بود، و فروش رو گذاشت کنارِ انسان بودن.
پس اگه یه تصمیم میخوای برای فردا صبح، اینه:
ساده بمون، واقعی بمون، و فقط حاضر بمون.
برگشت اوضاع یهویی نیست،
ولی اونایی که زنده موندن، روزی که برگشت، خیلی جلوترن.