راه اندازی وبسایت فروش ساز
دریافت نقشه راه 30 روزه خروج از بحران رایگان

فهرست مطالب

جون آدم ها مهم نيست کسی اهمیت نمی ده

انگار جون آدم ها مهم نيست و مهم اینه که شرکت هواپیمایی لطف می کنه ما رو می بره و باید خدا رو شکر کنیم که سوار هواپیما شدیم به جای اتوبوس

انگار جون آدم ها مهم نيست
انگار جون آدم ها مهم نيست

ساعت ٤/٢٠ دقيقه صبح:
سراسيمه از خواب بلند ميشي! در حالي كه سير خواب نشدي و خستگي تو تنت هست!!!
چون روز قبل٨ زنگ يك ساعت ونيمه تو شهرستان سر كلاس بودي ساعت ١٢/٣٠ شب رسيدي تهران

با اين حال با سرعت نور آماده ميشي
آژانس جلو در منتظره!
مقصد: فرودگاه مهرآباد و بعد كيش
پرواز: زاگرس ساعت ٦/٢٠صبح

اما پرواز راحت و سر وقت؟!؟؟؟ فقط يه رويا مي تونه باشه!
سوار اتوبوس فرودگاه ميشيم ميريم تو هواپيما

انگار جون آدم ها اهمیت نداره

مهماندار هواپيما:
” مسافران محترم لطفا كمربندها را ببنديد ، پشتي صندلي را به حالت عادي بر گردانيد و هم اكنون تلفن همراه خود را خاموش كنيد، متشكرم”

صداي بوق آلارم هواپيما به طور ممتد شنيده ميشه!

خب ، حتما براي بستن كمربندهاست ! شايد هم براي بسته شدن در هواپيماست

بيپ ، بيپ ، بيپ، بيپ ….. خب حتما يه مشكلي هست و الان بر طرف ميشه

بيپ، بيپ ، بيپ ….. يك ساعت گذشته ! هنوز رو باند نرفتيم
هنوز صداي بوق آلارم مياد
اعصاب مسافرا به هم ريخته!
كاش يكي بگه چي شده! مهماندارها نا پديد هستن ، يكي دو نفر هم اون جلو دارن با دستگاهها ور ميرن

خب ، لااقل يكيتون يه چي بگه و مسافراي بيچاره رو از نگراني در بياره! بعضي از مسافرا يه غري هم مي زنن اما اعتراض جدي نه!
شايد حق نداريم شاكي بشيم !

جون آدم ها واقعا مهمه؟

شركت هواپيمايي داره لطف مي كنه ما رو مي بره( انگار نه انگار پول بليط داديم و وقت گذاشتيم واعصابمون خورد شده و تازه ترس هم وجودمون رو در بر گرفته)
بيپ، بيپ ، بيپ…..
هنوز صدا ادامه داره
با اين كه سالهاست هفته اي چندتا پرواز دارم و انواع شرايط بحراني رو ديدم ، اعصابم به هم ميريزه
ميرم جلو هواپيما و اعتراض مي كنم
مهماندار : ” آقا مشكل جدي نيست ، مشكل صوتي داريم ،
و الان مي پريم!!!!

فقط تا كيش اين صداي دلهره آور رو تحمل كنين!!

جون آدم ها باید مقدم بر هر چیزی باشه

ديگه نميشه هيچي نگفت:
به مهماندار با صداي بلند گفتم : من پياده ميشم ، زمان كلاسم گذشته، اعصابمون خورد شده ، پر از استرس شديم …
با اين حال هواپيما به سمت باند حركت كرد با صداي
بيپ بيپ بيپ….
ولي من و چند نفر ديگه كه با من همراه شدن  اصرار كرديم كه با اين پرواز نميريم!
و بالاخره هواپيما رو از رو باند برگردونديم و پياده شديم! ( حدود٢٠ نفر شديم)

كمك خلبان به جاي معذرت خواهي مي گه؛
مسافرا كم لطفي كردن فقط صداي بوق رو تحمل كنين ، چون پرواز كنسل شه ما پول سوخت و هزینه هامون هدر ميره

“انگار جون آدم ها مهم نيست”

بعضي از مسافراهم مي گن ” اقا عيب نداره، قرار باشه بميريم با هم ميميريم”

كاش فرهنگمون تغيير مي كرد ، كاش….

به هر حال با اينكه كارم موند و دردسرم زياد ميشه اما خوشحالم نرفتم

انگار جون آدم ها مهم نيست

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها